جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

خوش به حالتون

    مردی که عقب تاکسی کنار من نشسته بود و داشت توی سر رسیدش چیزی یادداشت می‌کرد، سر رسیدش را بست و گفت: «هرچی می‌دووییم، بازم عقبیم.»

    کسی جوابی نداد.

    مرد دوباره خودش گفت: «همش داریم می‌دووییم، بازم هیچی.»
    زنی که جلوی تاکسی نشسته بود، گفت: «خوش به حالتون.»

    مرد پرسید: «چرا؟»
    زن گفت: «پسر من شش سالشه ولی نمی‌تونه بدووه... هر کاری می‌کنیم نمی‌تونه.»

    دیگر هیچ کدام حرف نزدیم.
    به زن نگاه کردم، جوان بود...


    این مطلب تا کنون 26 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 30 شهريور 1395
    منبع
    برچسب ها : می‌دووییم، بازم ,
    خوش به حالتون

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 8 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر