خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خوش به حالتون

    مردی که عقب تاکسی کنار من نشسته بود و داشت توی سر رسیدش چیزی یادداشت می‌کرد، سر رسیدش را بست و گفت: «هرچی می‌دووییم، بازم عقبیم.»

    کسی جوابی نداد.

    مرد دوباره خودش گفت: «همش داریم می‌دووییم، بازم هیچی.»
    زنی که جلوی تاکسی نشسته بود، گفت: «خوش به حالتون.»

    مرد پرسید: «چرا؟»
    زن گفت: «پسر من شش سالشه ولی نمی‌تونه بدووه... هر کاری می‌کنیم نمی‌تونه.»

    دیگر هیچ کدام حرف نزدیم.
    به زن نگاه کردم، جوان بود...


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : می‌دووییم، بازم ,
    خوش به حالتون

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده